آموزشي - تربیتی |
سخني در « قيـــــــــــــد»
زبان با دو گونه مميّز،معاني مقولات (نوع دستوري) و عواطف واژه ها را تغيير مي دهدو آنها را از هم متمايز مي سازد. يكي از مميّز ها واج است كه نمودي عيني و آشكار در زنجيره ي گفتار و نوشتار دارد .تغيير واج در ساختمان واژه معنا را تغيير مي دهد .
نوع دوم، مميزهايي هستند كه داخل در زنجيره ي كلام نيستند بلكه خارج از آن هستند كه به آنهادر اصطلاح مميز هاي زبر زنجيري گفته مي شود كه عبارتند از تكيه ،آهنگ ومكث يا درنگ . در زبان فارسي تكيه و آهنگ كارايي وسيع تر و بيشتري دارد زيرا تكيه در زبان فارسي تكيه ي موسيقايي است .
تكيه يكي از هنري ترين مميز هاي معنايي و مقوله اي است وآن بر جستگي اي است كه روي يكي از هجاهاي سازنده ي واژه هاي چند هجايي ايجاد مي شود تكيه مي تواند نقش نحوي آن را تغيير دهدوحتي عواطف موجود در دل واژه ها را شدت و ضعف ببخشد
براي مثال كلمه ي« گويا» از دو هجاي «گو» « يا» ساخته شده است .اگر هنگام تلفظ اين واژه هجاي اول را با تكيه يعني با شدت نفس ادا كنيم،معنا و مفهوم« ترديد»مي دهد و از نظر نوع كلمه در قيد جا مي گيردو اگر به عكس ،هجاي دوم آن را با شدت نفس ادا كنيم ،معنا و مفهوم « ناطق » پر حرف و سراينده را مي دهد و از نظر نوع دستوري در مقوله -ي صفت قرار مي گيرد.
لذا واژه ي «گويا » را نمي توان از نظر دستوري فقط قيد يا صفت دانست .
همانطور كه مي دانيم قيد از لحاظ مقوله يا نوع دستوري به دو قسم مختص و مشترك تقسيم مي گردد. قيد مختص آن است كه فقط قيد است و جز قيد كاربرد ديگري ندارد مثل كلمات هميشه ، هرگز ، مالا، همواره، ناگهان و ... . و قيد مشتزك كلمه اي است كه در اصل قيد نيست ،امّا گاه به ضرورت مفهوم ونقش قيدي در جمله مي پذيرد مثل ،تند، سخت ،خوب ، بد ، سحر و...
در كتب دستور زبان در ذكر قيد هاي مشترك به قيدهايي چون : بايد، شايد، گويي، گويا، مگر، چرا و... بر مي خوريم كه دانستن آنها ايجاد مشكل مي كند.كلماتي چون شايد، بايد ، بايست ، در سير زمان مفهوم فعلي خود را از دست داده اند و مفهوم قيدي پيدا كرده اند و در دستور زبان امروز فقط در مفهوم قيدي به كار مي روندو آنها را بايد از مقوله ي قيد مختص دانست.
بنابر اين بهتر است كه به اين نكته ي اساسي و ظريف در تقسيم بندي انواع قيد توجه داشته باشيم كه تلفظ وآهنگ و تكيه ي واژه ها ي ذكر شده و واژه ها يي از اين قبيل كه عمدتا خارج از بحث قيد است ،تفاوت دارد .
حاصل كلام آنكه واژه ها يي چون گوي،شايد،گويا،مگر،چرا،ولي،بايست، و... همگي قيد مختص مي باشند نه قيد مشترك. زيرا هم مفهوم متمايز از مفهوم فعل و صفت وحرف را دارند وهم تكيه و آهنگي متفاوت. لذا با استفاده از مميز هاي تكيه و آهنگ اين نكته را مي توان اثبات كرد كه قيد هاي فوق همگي قيد مختص هستند يعني مقوله ي دستوري آنها قيد است و نه مقوله اي ديگر .
سر گروه ادبيات فارسي
گلبهار رحمتي
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|